وقتی حرفای مردم درمورده سیاست یا شما اذیتم میکنه مثه الان که بغض کردم....میام تو این گروه و یکم تو پستایی که چند بار قبلا خوندمشون میگردم و آرووم میشم یکم
ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقامو فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون... گرما دوست داشتني است وقتي دوست داشته باشي گوش به حرف خدايت بكني... هوا ممنون كه گرم مي شوي... اين روزها بيشتر مي فهمم لذت حجاب را، لذت بندگي را... خنكاي بهشت گوارايتان دختران چادري روزه دار..
از خود گذر کنیم که این خوان #آخـر است ! / این انقلاب بیمه ی حضرت #حـیـدر است / تحریم می کنند که #تـسـلـیـمـمـان کنند / غافل از این که دل به #بـلاهـا شناور است / ما را چه کار به بازار #سـکـه و #دلار / ما را به سر هوای اشارت" #رهــبـــر"است/ جان میدهیم و #نـنـگ ملامت نمی خریم / حرف دل #امـام همان حرف آخر است ...
@Mohammad پسررررررر نمیگی من بااین خطابت از ذوق زدگی سکته کنم.....هوررراااااا....من الان باگوسی,هستم با کامی اومدم برات کلی شکلک میزارم.....وااااااییییی من چه ...کیفی شدم) اینکه تو یادت بودم....این کارت برام خیلی ارزش داشت,مرسی....تبرررررررییییک میگم :*
خب ،تبریک ب خودم ک ارسال هام ب عدد مقدس 600 رسید،میخاستم این پست رو از بین 1938863 پست دنبالر ، به یه کاربر از بین 59182 کاربر دنبالر تقدیم کنم...و اون کسی نیس جز:@Fateme Zahra
دکلمه ی زیبای علی فانی در فراق امام مهدی (عج)
به طاها...به یاسین...به معراجِ احمد...
به قدر و...به کوثر...به رضوان و طوبی...
به وحی الهی...به قرآنِ جاری
به تورات موسی...و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدایِ گدایان زهرا
چه شب ها که زهرا، دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بیتاب مولا
غلامی این خانواده، دلیل و مرادِ خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص...امیرت مشخص
مکن دل دل، ای دل...بزن دل به دریا
که دنیا...که دنیا...که دنیا...به خسران عقبی، نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد...
و این زندگانیِ فانی...جوانی...خوشی های امروز و اینجا...
به افسوس بسیار فردا...نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا...یقینا...خریدارِ یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت
چه اندازه در ندبه ها زاریاری
به شانه کشیدی...غم سینه اش را
و یا چون بقیه تو سربارِ یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردارِ یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه
چه مقدار بیتاب و بیمارِ یاری
دل آشفته بودن...دلیل کمی نیست
اگر بیقراری بدان یارِ یاری
و پایان این بیقراری...بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدارِ یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را...به مردم که بازار یوسف فروشی در این دورهِ بد...شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی...
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لب های گرم علی...یا علیش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امیدِ فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش...
به سبحان...سبحان...سبحان مهدی
به برق نگاه و به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش...به جاه جلیلش
به صوت حجازیه قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی...یا مهدی...مددی
کامپیوترت رو روشن میکنی
صبر می کنی ویندوز بالا بیاد
یه قلوپ از چاییتو میخوری
کلیک می کنی رو مای کامپیوتر
میری تو درایو H
... .
یه سیگار روشن می کنی
.
میری تو مای پیکچر
.
یه پک سنگین
.
دنبال یه فایل قدیمی می گردی
.
یه پک سنگین دیگه
.
پیداش می کنی ،
بازش می کنی
.
یه پک دیگه
.
عکسا رو نگاه می کنی
یه لبخند میزنی به خاطراتی که زنده شدن و دارن جلوت راه میرن
میرسی به یه عکس . . .
این عکس یه اشکالی داره
.
یه پکــ سنگین . . نه دو تا پکــ سنگیـــن
.
نمی خوای قبول کنی
جای یکی تو زندگیت خالیه
"دقیقا همونی که توی عکس خودشو چسبونده بهت"
.
محو عکسی
کم کم داغی سیگار دستتو میسوزونه
به خودت میای
سیگارو تو جاسیگاری خاموش می کنی
کامپوتر رو خاموش می کنی
خودتو پرت میکنی روی تخت
چشاتو می بندی و زیر لب میگی
.
.
.
" هههههی .
نیمه گم شده نیمه گور ب گورشده نیمه چلاخ شده گــاو گوسفند گــوساله عـــزيــــزم ....! از اسب زورو که کمتر نيستي ! بدبخت با يه سوت هرجا بود ظاهر مي شد ! چقدر برات جمله بنويسم... ؟!
قسمت نشـد که گاهـ بــه #گاهــے ببینمت! ... حتے بقـــدرِ #نیـــم-نگاهے ببینمت ... تکلیفِ بیقــرارےِ این #دلـــ چـــه میشود!؟ ... اصلاً شمـا اگـر کــه #نخواهے ببینمت ... اے کاش یک #سه-شنبـــه شبـــے قسمتـــم شود ... در راهِــ #جمکــــران سر راهـــے ببینمت ... یــــا که #مُحَـــــرَمی شود و بیــــنِ کــوچــــهاے ... درحالِ کارِنصبِ #سیــــاهــے ببینمت ... آقـــــا #خـُـــدا نیـــــاورَد آنـــروز را که من ... سرگـــرم میشوم بــه #گنــــاهے؛ ببینمت ...