هردفعه میرفتم سر خاک داییم سنشو حساب میکردم!! نمیدونم چرا هفته پیش که رفتم برا غبارروبی شهدا با دیدن قبرش طبق معمول ؛1348 تا 1365 میشه 18!!!دلم لرزید,گفتم مامان 18 سالش بوده؟؟مامان گفت اره تازه تربیت معلم قبول شده بود!! دلم خیلی گرفت یاد خودم افتادم که چقد واسه قبولی دانشگاه و نتیجش نگران بودمچه روح بزرگی داشتن که پشت کردن به همه ارزوهاشونو رفتنروحشون شاد
خب همین دیگه باز داری حرف من و تایید میکنی .خواستی فرار کنی از یه چیزی نمیدونم از چی...اما اکثرا میخوان بگن ما دیگه بزرگ شدیم...میبینی؟واسه جبران یه ضعف به چیزایی رو میارید که خودش خدای ضعفاست.با کمال بچگی که چی و ثابت کنید؟من خودم چند سالی هست به خاطر یه سری کارا توی کمپ برو بیا دارم به ولله حرف همشون اینه که بچه بودیم میخاستیم فرار کنیم از بچگی اونم با یه کاره بچگانه دیگه...
من دنبال بزرگ شدن نبودم.....
دنبال یه تفریح جدید میگشتم....
نمیخواستم بزرگشم...
از همون اولشم میدونستم با این چیزا بزرگ نمیشی...
ولی دلم حواست دیگه....
این منم ! دختری که هر کسی می بیندش هوس برش می دارد .......... که دنیای شادی هایش را با خود قسمت کند! ...دختری که خنده از لبش نمی رود سراسر انرژیست ولی کسی نمی داند دخترک درد دارد می کشد. دخترک زخمیست ! شاید همین روزها باشد که بمیرد ولی نمی خواهد کسی غمگین شود. لب می بندد و حرفی از خودش نمی زند............... فقط گاهی می آید اینجا و چند سطری می نویسد و آرام گونه هایش خیس می شوند................. کسی نمی بیندش! و هیچ گاه هم کسی او را نخواهد شناخت!........ حتی تویی که او عجیب عاشقت شده هم از نوشته هایش باخبر نخواهی شد!
میگما بیاین پول بذاریم رو هم دوتا خونه واسه این کلید های “ژ” و “پ” بخریم! اصن این دو تا تکلیفشونو با هم مشخص کنن! یا تو اینور اون اونور یا اون اینور تو اونور! والا ،اصاب نذاشتن واسه ما این دوتا دیوونه
ممنون
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلشهدا روحشون شاد ِ همیشه ..
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبلدمشون گرم باشه که با خونشون ، زندگی رو به ما هدیه دادند .
دایی جون
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 11 ساعت و 43 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 37 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبل