azita
چه بسیارند آنان که چون دریا سخن می رانند، اما زندگیشان همچنان مرداب است
azita
اگر ما به قدر ترسیدن از یک عقرب از عِقاب خدا بترسیم،همه کارهای عالم اصلاح میشود.
azita
ستایشگر معلمی هستم که چگونه اندیشیدن را به من بیاموزد، نه چگونگی اندیشهها را.
azita
چه بسیار نگاه ها در جهان سرگردانند که در چشمی جای گیرند و چه بسیار فریادهایی که بر سنگ خاموش بوسه می زنند
azita
فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم/ دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم / گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم/ به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
azita
راستی دنیا چه غریبه / کار آدماش فریبه / واسه کشتن مسیحا / هر درختی یه صلیبه / دلمون خیلی گرفته س / دردمون خیلی بزرگه / گرگا تو لباس میشن / هر سگ گله یه گرگه/ زین و اسبمونو بردن / نذارین راهو بدزدن / توی این شبای وحشت / نکنه ماهو بدزدن !/ بعضی یا چه پر ستاره / بعضی یا چه بی فروغن/ بعضی آدما فرشته / بعضی آدما دروغن / زندگی یه انتخابه / می شه خوب بود ، می شه بد بود/ باید عاشقونه پر زد / باید عاشقی بلد بود
azita
بازیچه دست یار بودن عشق است/ در نتیجه شکار بودن عشق است/ در محکمه ای که یار باشد قاضی/ محکوم طناب دار بودن عشق است
azita
بدان دلواپسى همزاد من شد / سكوتى تا جنون فریاد من شد / تو در دریاى دل نایاب گشتى / چو طوفانی به پا در یاد من شد
azita
جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم / رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد/ او صبر خواهد از من چیزی که من ندارم / من وصل خواهم از وی لطفی که او ندارد
azita
سرنوشت تصمیم میگیرد كه تو در زندگی با چه كسی ملاقات كنی اما تنها قلب توست كه می تواند تصمیم بگیرد چه كسی در زندگی تو باقی میماند
azita
وقتی تو خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند.وقتی ناراحتی جواب نده.وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر.