azita
تمام اثاث خانه ام را فروختم جز یک صندلی شاید وقتی بازگردی خسته باشی
azita
همیشه یه خاطراتی هست که وقتی بهشون فکر میکنی با صدای بلند به خودت میگی من چه قدر احمق بودم..............!
azita
فریاد را همه می شنوند، اگر سکوتم را فهمیدی هنر کردی ...
azita
روزگارا که چنین سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من اسان نیست گرچه دلگیر تر از دیروزم....
azita
قایقت می شوم بادبانم باش بگذار هرچه حرف پشت سرمان می زنند مردم باد هوا شود دورترمان کند !!!
azita
حالم را پرسیدند، گفتم روبراهم نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای
azita
ز چشمانت نگاهی ده به چشمانم / که چشم من به هر چشمی نمی نازد
azita
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد
azita
اي کاش مي توانستيم ادراکمان را از نگاهها بالا ببربم زيرا در هر نگاهي هزاران جمله نهفته است که ما از آنها بي خبريم
azita
انسان باید در دنیا مانند مهمانی باشد که او را به ضیافت دعوت کرده اند آن چه را پیش روی او آورند بخورد و انچه ندهند مطالبه نکند . بقراط