azita
مترسک مزرعه ی عشق، عقل است .
azita
در بازار بزرگ زندگی ارزان ترین کالا لبخند است
azita
چراغ های خیابان برای روشنایی شهر مجبورند تمام شب را بیدار بمانند
azita
آنها که به موفقیت دست می یابند معمولا مشکلات را گذرا تلقی می کنند
azita
دریا هم زیر باران خیس می شود
azita
نشسته ماه بر گردونه عاج . / به گردون مي رود فرياد امواج . / چراغي داشتم، كردند خاموش، / خروشي داشتم، كردند تاراج ...
azita
خداوند بنده هایش را اندازه ی خدا دوست دارد
azita
یافتن راهی برای کمک به دیگران، آنهایی که عمیقا برای شان اهمیت قائلیم ، می تواند در طول زندگی الهام بخش ما باشد
azita
در مهربانی مانند باران باش ! چون در هنگام ترنمش علف هرز و گل سرخ یکیست
azita
تصویر چشمان تو را در رویا ها کشیدم، باغ گلی از جنس مریم ها کشیدم، تو گم شدی در جاده های ساکت و دور، من هم به دنبال نفس هایت دویدم