azita
تبسم شیرین عشق گوشه اى ازنگاه خداست تنهابه نگاه او مى سپارمت
azita
راه زندگی راه گلزارها نیست بلکه راه خارهاست، پس باید پاهای قوی داشته باشیم تا به راحتی از این خارها بگذریم
azita
اگر خداوند آرزوي انسان را براورده ميکرد من بي گمان دوباره ديدن تو را ارزو مي کردم و تو نيز هرگز نديدن مرا!! آنگاه نميدانم براستي خداوند کداميک را مي پذيرفت!!!
azita
خداوند درهای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده میشوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ایمان به آن می کوبند باز می کند
azita
عشق تو چشمای هم نگاه کردن نیست با چشمای هم به زندگی نگاه کردنه
azita
گریه شاید زبان ضعف باشد شاید خیلی کودکانه شاید بی غرور......... اما هر وقت گونه هایم خیس میشه می فهمم نه ضعیفم نه یک کودکم بلکه پر از احساسم
azita
بعضی عشق ها آتشین اما کم عمق و سطحی هستند گردبادی بر پای می کنند و زود هم سرد می شوند اما بعضی عشق ها عمیق است و ملایم چون یک نخ باریک شروع می شود و در طول زمان استمرار می یابد
azita
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم – عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم-دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم – دل هیچ کس از سنگ نیست ما سنگش میکنیم
azita
"ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی ؟ خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی "
azita
دل من در طلب روی تو ای مونس جان / خاک راهیست که در دست نسیم افتاده است .
azita
در دلی ، هر چند دوری از نظر / خوش تر آن روزی که باز آیی ز در / با تو ما را خوش ترین دیدار باد / هر کجا هستی خدایت یار باد . .
azita
هرگاه شادم یاد تو غمگینیم می کند. هرگاه غمگینیم یاد تو شادم می کند پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند…
azita
به این غروب غریبم بخند حرفی نیست طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست