azita
به سلامتی همه خوبا که سخت مشغول شطرنج زندگی هستن و نمیبدونن که ما سخت مات رفاقتشونیم ....
azita
از پنجره روزگار به درخت عمر كه مينگرم خوشتر از ياد عزيزان ثمري نيست
azita
در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ با آنکه ز ما یاد نکردی.. ... ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
azita
مردم شهر ما . سالهاست كه غرش را فراموش كرده اند . اما رعد را دوست دارند . مردم شهر ما . عاشق بوي نم بارانند . اما از ترس سيلاب سالهاست كه دعاي باران نخوانده اند!
azita
گاهي اوقات ، افكارم با سكوت زنداني مي شون
azita
مادر تنها کسیه که میتونی براش ناز کنی، سرش داد و بیداد راه بندازی، باهاش قهر کنی!!! اما با اینکه تو مقصر بودی بازم با یه بشقاب غذا، با لبخند میاد و میگه: با من قهری با غذا که قهر نیستی...
azita
تمام عمر بستیم و شکستیم به جز بار پشیمانی نبستیم جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم
azita
ای کاش محبت اثری داشته باشد / معشوق ز عاشق خبری داشته باشد / کو خنجر تیزی که کنم پاره جگر / قربان رفیقی که وفا داشته باشد
azita
شادی امروزم را به خاطر نادانی دیروزم ازدست دادم . خداوندا! نادانی امروزم را بگیر تا شادی فردایم را از دست ندهم
azita
هرگز درباره چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام .
azita
سکوت........................................_ چقدر حرف دارم برای ِ نگفتن.
azita
جزر و مد های زیادی آمده اند و رفته اند مـــــــوج در مـــــــوج امـــــــــا نمی دانم چرا هنوز هم بر تن خیس ســــاحل نام تــــــــــو را می بینمـــــــ ...!
azita
نقاش نیستم ولی تمام لحظه های بی تو بودن را درد می کشم ...
azita
نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود!