azita
دلبسته به سکه های قلک بودیم دنبال بهانه های کوچک بودیم رویای بزرگتر شدن خوب نبود ای کاش تمام عمر کودک بودیم
azita
دیگر نمیتوانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم تقصیر خودت بود آمدی رفتی ... به هر چه کوتاه عادتم دادی .
azita
زیاد فرقی نکرده... خود خودشه فقط اونی که داره باهاش قدم میزنه من نیستم
azita
” سرد است و من تنهایم “ چه جمله ای ! پر از کلیشه جای گرمی نشسته ای و می خوانی : ” سرد است …. “ یخ نمی کنی . حس نمی کنی که من برای نوشتن همین دو کلمه چه سرمایی را گذراندم
azita
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی، بدان که زندگی می کنی . . .
azita
تنها تفاوت ما این است : تو به خاطر نمی آوری ، من از خاطر نمیبرم !
azita
روزهای تعطیل سخت تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر می گذرد، زیرا که میدانم وقت داری ... به من بیندیشی؛ ولی نمی اندیشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ....!!!!
azita
اگه یه روز حس کردی تویه یه زمان عاشق دونفری دومی انتخاب کن چون اگه واقعا عاشق اولی بودی به عشق دومی گرفتار نمیشدی !!
azita
وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه !
azita
شکستنی رفع بلاست..اما…باور نمیکند دلم
azita
براي تلفظ کوتاهترين کلمه "بله" يا "نه" خيلي بيشتر از يک نطق بايد فکر کرد . پتياگور