azita
نـیمـکتِ بـا هـم بودنمـان تنـهاسـت مـن دل نـشستـن نـدارم ، تــو دلـیـل نـشستـن !...
azita
دلم از درد بی دردی گرفته / دلم از هرچه دلسردی گرفته / دلم از تو دلم از من و از ما / دلم از اینهمه غوغا گرفته
azita
گفتی شتاب رفتن من از برای توست / آهسته تر برو که دلم زیر پای توست . . .
azita
زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من * عشق فرمود تا چه گوید این دل من عقل نالید کجا حل شود این مشکل من * مرگ خندید در این خانه ویرانه من . . .
azita
آی آدمهای عاشق سر به گریبون نگیرید جام غریبون نگیرید ..... لیلی و مجنون که نداریم امروز اون که سر عشق بگذاره جون که نداریم امروز !!.... واااااااای ادم و حوا که نداریم امروز اون که حقیقت بگه آسون که نداریم امروز !!
azita
ای کاش نگاه خسته را خوابی بود / یا در شب بی ستاره مهتابی بود / ما مثل دو کاج دور از هم هستیم / ای کاش بین من و تو تابی بود
azita
رو به قبله می نشینم، خسته با حالی عجیب، از ته دل مینویسم، انت فی قلبی عزیز
azita
قرار بود " او " ضمیر غایب باشد... پس چرا مدام در من پرسه می زند ؟
azita
تمام بودن امروزم را مدیون نبودن تو ام .... همچنان نباش ... !!!
azita
در یک آشنایی ما با هم دست دادیم ... تو فقط دست دادی و من ... همه چیز از دست دادم
azita
به مجلس ببر آنکه داند سخن/حماسه سراید به هر انجمن/حماسه سرایی ببین کار کیست/بزرگان بدانند که منظور چیست
azita
اعتبار آدمها به حضورشان نیست ، به دلهره ای است که در نبودنشان درست می کنند
azita
چند شبی است که بی اجازه به خوابم می آیی خوابم را رنگی میکنی ولی روزم را ســـیاه