azita
دادم دل و لاله زار دستـــم دادی... پروانه ی بیقرار دستـــــــم دادی ...حالا منم و دلی پر از خــلوت تو .... دیدی كه چگونه كار دستم دادی
azita
عمری که اجل در پی آن می تازد ، هر کس غم دنیا بخورد می بازد
azita
نمیدانم این عـــــــشــــق من است که تاریخ انقضا دارد .... یا لــــــیاقــــت تو ... به هر حال دیگر دوستت ندارم .....
azita
وقــتــی نــیــســتــی از هــیـچــی خــوشــم نـمـیـــاد.. حــتــی از خــودتـــــــــ !
azita
به جای انکه نسخه بدل دیگری باشید سعی کنید نسخه اصلی خود باشید
azita
دگر نماز دلم را نشسته می خوانم.... برای قلب شکسته، قیام لازم نیست..
azita
تمام اثاث خانه ام را فروختم جز یک صندلی شاید وقتی بازگردی خسته باشی
azita
همیشه یه خاطراتی هست که وقتی بهشون فکر میکنی با صدای بلند به خودت میگی من چه قدر احمق بودم..............!
azita
فریاد را همه می شنوند، اگر سکوتم را فهمیدی هنر کردی ...
azita
روزگارا که چنین سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من اسان نیست گرچه دلگیر تر از دیروزم....