azita
کلمات هم شده اند بازیچـــــــــــــهء مـــــــــــــن و تـــــــــــــو ! مـــــــــــــن برایِ تـــــــــــــو می نویسم تـــــــــــــو برایِ او مـــــــــــــی خوانی
azita
کاش باشد يادت ، که کني ياد ما را / که بداني يادت ، داده بر باد ما را
azita
ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاور، شاید که دارند آرزوی کودکی دست فروش را برای یک دقیقه کاسبی بیشتر برآورده می سازند!
azita
خيلي از يخ كردن هاي ما از سرما نيست لحن بعضي ها زمستونيه
azita
تمام شد نوبت عمر و به سر نرفت / خيال يار به سوي خم دگر نرفت / عجب حکايتي کند اين شمع هاي ميخانه / چه باده ها به بهاي زلف زر نرفت
azita
همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری