azita
من بغض کردم ... توچشات خیسه ... دست دوتامون داره رو میشه
azita
یک قانون همیشه وجود داره ... در دسترس که نباشی، مشترک مورد نظر می شوی
azita
چه فرقی میکند تو از سرزمین من باشی یا نه وقتی زبان دلم را نمیفهمی ....!!!
azita
کاش بودم درختی در میان قلب تو ، تا وجودم ریشه می کرد از محبت های تو .
azita
میدانم روزی تو می آیی به امید آمدنت هر روز در شهر سرگردانم ...
azita
من… سايه ام… تنهايي… انتظار… با هم خانواده اي خوشبختيم
azita
وقتی که رفتی جات خیلی خالیه / نمی تونم توصیف کنم که حالم چه حالیه
azita
بهر وجود سايه ي وجود تو ، سايه ي من وجود يافت / خيال من در طلب خيال تو ، غير خيال تو نبافت
azita
نفرین به من که پرپرت نکردم مثله خودم در به درت نکردم نفرین به تو که باورم نکردی عاشق شدم عاشقترم نکردی
azita
وقتي ازت دورم فکر نکني فراموشت ميکنم ، نه ! فقط بهت فرصت ميدم دلت واسم تنگ بشه
azita
شبيه چشمهاي تو پر از گناه مي شوم** ميان ظلمت شب قبله ماه مي شوم خدا,زمين,گناه,عشق,من وتو,ببين چطور**به خاطر غرور تو زياده خواه مي شوم
azita
براي محبت هايي که عميقند ، نديدن و نبودن هرگز بهانه ي از ياد بردن نيست !