azita
دیوارهای دانشگاه را بلندتر از دیوارهای زندان ساخته بودند ، حق داشتند! نگهبانی از فکرها خیلی دشوارتر از نگهبانی از جرم است.
azita
تو زندگی افرادی هستن که مانند قطار شهر بازی میمونن،از بودن با اونا لذت می بری ولی باهاشون به جایی نمیرسی.
azita
میپذیرم همه ی تاریکی ها را ، غصه های تلخ دنیا را ، غمهای ناتمام روزگار را ، اما نمیپذیرم یک لحظه غم بی تو بودن را .
azita
آنروزكه سقف خانه هاچوبی بود! گفتارو عمل درهمه جا خوبی بود! امروزبنای خانه ها سنگ شده! دلهاهمه با بنا هماهنگ شده!.
azita
از آنــکــــس کــه رفــتــه اســتــــــ بــرایــم نــگــو، رد رفـتـنــی هــا را دیـگـر نـبـایــد گــرفــتـــــــــ !
azita
به یکدیگر دروغ نگویید !! آدم است ، باور میکند دل می بندد.
azita
ای کاش از آنچه برای دیگران دیکته می کنیم، یک بار خودمان نیز بنویسیم
azita
خیلی وقتها ،...
خیلی دیر آدمهای اطرافت را می شناسی
آنوقت تازه یاد می گیری به خیلی ها بگویی ...
لطفا جلوتر نیا...!!!!!
azita
نمی توانم خودم را از تــــو دریــــغ کنم وقتی که خیالتـــــ ــ ... به من می گویـــد بیـــــــا ...
azita
يه بار يه مورچه داشته يه دونه برنج ميبرده... ازش ميپرسن اينا از كجا آوردي؟ ميگه:حميييييييييد!
azita
روزي اگر نبودم تنها ارزوي ساده ام اين است بگویی: يادش بخير