دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

azita
زن - متاهل
امتیاز: 8805

دنبال‌شدگان

(2623 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1191 کاربر)

گروه‌ها

(12 گروه)

بازدید

azita
azita

در عشق تو از بس که خروش آورديم درياي سپهر را به جوش آورديم چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت رفتيم و زبانهاي خموش آورديم

azita
azita

چشم مست تو عجب جلوه گه بيداد است خم ابروي تو سرمشق کدام استاد است؟ خم ابروي تو را ديدم و رفتم به سجود صيد را زنده گرفتن هنر صياد است

azita
azita

من مانده ام و شعر سرودن بي تو از خواب غزل پلک گشودن بي تو

azita
azita

با گفتن يک "عزيزم جايت خاليست" ، نه جاي من پر مي شود و نه از عمق شادي هايت کمتر ، فقط دلخوش مي شوم که هنوز بود و نبودم برايت مهم است

azita
azita

مو سپید آخر شدی ای برف... تا سرانجامم چنین دیدی.... در دلم بارید ، ای افسوس... بر سر گورم نباریدی

azita
azita

حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم ولی چیزی که نمی دونه اینه که من هنوزم ……..خیلی تنهام

azita
azita

@foad@ hazhirrدوستان گل یه خورده سرعت فرستادن پستهاتون زیاده و نمیشه خوند و جا میمونه پستهاتون از خوندن و ارزش کاری که دارید انجام میدید از بین می برید ...موفق باشید

azita
azita

جوانی حسرتا بامن وداع جاودانی کرد/ وداع جاودانی حسرتا بامن جوانی کرد/ بهار زندگانی طی شد و کرد افت ایام/ به من کاری که با سرو و سمن باد خزانی کرد

azita
azita

َمه ي دل نوشته هاي به ياد تو را نه ديگر به تو كه به دستان باد سپرده ام مي گذارم و مي رَوم و اين بار مُصمَم ، مُصمُم مُصمَم مي روم . .. حَتي خُداحافظي هم نَخواهم كَرد با توئي كه دير شناختَمت

azita
azita

بگذار هر چه نمیخواهیم بگویند بگذار هر چه نمیخواهند بگویند

azita
azita

به عيادت صميميّت در بيمارستان دل رفتم بر روي در نوشته بود خطر مرگ! مبتلا به ميکروب غربت از پشت شيشه نگاهش کردم چه لاغر شده بود و چه نحيف مي نمود دانستم که روز وداع نزديک است مُشتهايش را باز نمود کف دستش قطره هاي اشکم بود که روزي به او بخشيدم به چشمهايم دست کشيدم خشک بودند!!!!

azita
azita

خونه ی تنهائی مو رنگی بزن / ساز و بردار امشب اهنگی بزن / من برای با تو بودن زنده ام / از همه دنیا دیگه دل کنده ام ...حمیرا

azita
azita

ای سر ، سر سودا زده ، سامانم کو ؟ / ای کالبد تهی شده جانم کو ؟ / امروز که از همیشه مشتاق ترم / ای خانه ی سوت و کور مهمانم کو ؟

azita
azita

چشمت همه جا در پی شر می گردد / دل از پی دل زیر و زبر می گردد / رفتی اما سرت بیاید بر سنگ / چون موج به صخره خورد بر می گردد

azita
azita

چون کودک بی اراده راه افتادم / با پای نگاه در گناه افتادم / از گونه به سمت چانه ات لغزیدم / از چاله در امدم به چاه افتادم