azita
تو که رفتی ز کنارم دیگه مونسی ندارم / کار من گریه و زاری مثل ابر پاییز و بهارم
azita
حادثه ی عزیز من تنها تو موندنی شدی / بین همه ترانه هام تنها تو خوندنی شدی // دست های سردمو بگیر سقف ما دیوار نداره / یه روز تو قحطی غزل دنیا ما رو کم می یاره
azita
در عشق تو صد گونه ملامت بکشم / ور بشکنم این عهد غرامت بکشم // گر عمر وفا کند جفاهای تو را / باری کم از آن که تا قیامت بکشم
azita
تو که خوبیت همه جا شهره ی شهره / پس چرا کارت همیشه نازه و قهره؟
azita
بی فروغ روی یاران زندگی تابنده نیست، دولت بی دوست در جهان پاینده نیست
azita
زندگی فقط عذابه دوست داشتنه
azita
تا که شب سوی من باز گردی بادل خسته همراز گردی / همدم جان ناساز گردی بر فلک هست دست دعایم
azita
مهربانیم را چنان گریاندند که بوی نا گرفت . . نامهربان شدم
azita
ای نا رفیق... به کدامین گناه ناکرده تازیانه می زنی بر اعتمادم؟ زیر پایم را زود خالی کردی سلام پر مهرت را باور کنم یا پاشیدن زهر نا مردیت را؟
azita
این چه عشقی است که در دل دارم؟ من از این عشق چه حاصل دارم؟ می گریزی زمن و در طلبت بازهم کوشش باطل دارم.
azita
پروردگارا! ببخش مرا که انقدر حسرت نداشته هایم را خوردم... شاکر داشته هایم نبودم
azita
قوانین علم را به هم زده ای! نبودنت وزن دارد! تهی اما سنگین!
azita
اصلا نگران نباش.... جایت خالی نیست..... جایت را درد نبودنت پر کرده است........!
azita
خیلی دنبالم دویدی... اما نمی رسیدی ..... تا سرعتمو کم کردم که به من برسی هوا برت داشت!.......... فکر کردی میتونی به اونایی که تند تر از من هستن برسی!....... رد شدی و رفتی.........
azita
خدایا! من چیزی نمی بینم آینده پنهان است ولی آسوده ام چون تو را می بینم و تو همه چیز را