azita
نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترین پایان نمی پذیرد؛بلکه دیر یا زود برد از آن کسی است که بردن خود را باور دارد
azita
هر چه باشی نازنین ، ایام خارت میکند / هر چه باشی شیر دل دنیا شکارت میکند / هر چه باشی با لب خندان میان دیگران / عاقبت دست طبیعت اشک بارانت میکند . .
azita
با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند...
azita
سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود... اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
azita
داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند! اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند تبسم نگاه تو نشان عشقي آشناست ...!
azita
زندگی باور میخواهد آن هم از جنس امید که اگرسختی راه به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید: که خدا هست هنوز
azita
ای کاش زندگیم در یک کاسه آب خلاصه میشد که آن را بدرقه راهت میکردم .
azita
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن ماه به هم میریزد کِی به انداختن سنگ پیاپی در آب ماه را میشود از حافظه آب گرفت