بابک...
شب پر از خستگی، من پر از ابر بودم شب به پایان من به باران مگر میرسیدم؟@simsim
بابک...
آدم دلتـــنگ ؛ حرف حالی اش نمی شود .... لطفاً برایش فلسفه نبافید ... !....
بابک...
یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید راست میگه یا دروغ ... اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا که با چشمشونم دروغ میگن ..
بابک...
من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایــــم میگویند خوش بحالت که خوشحالی نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن مــــــــن......................
بابک...
شده تا به حال مدام بهتون بگن خیلی مهربونی...خیلی مهربونی؟؟؟ بعدش شما احساس کنید دارن میگن: خیلی خری....خیلی خری...
بابک...
به یک معتاد نیازمندم ، جهت کشیدن دردهایم ...
بابک...
میان عیــــن و الف و شیــــن و قاف عقلم را میجویم آزادیــــم را شــــادیم را و قــــدرت و غــــرورم را آری اینــــها از من گرفته شدند عاشــــق شده است قــــلب ســــاده ام...
بابک...
چقدرسنگين است تکليف زندگي بي تو....
بابک...
پیشانیم چسبیدن به سینه ات را میخواهد… و چشمهایم! خیس کردن پیراهنت را… عجب بغض پر توقعی دارم! من امشب…@hastii
بابک...
کاش....بودی.....تا من هم چیزی برای از دست دادن داشتم....
بابک...
به من قول بده!! در تمام سالهای باقی مانده تا ابد مواظب خودت باشی.... دیگر من نیستم که یاد آوری کنم...