دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در پتُ مت

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ: ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺬﯾﻮﻥ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻭ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ… ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﺷﻪ!! ﻣﯿﮕﻢ ﺧﻮﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭﺵ ﮐﻦ! ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺬﺍﺭ ﮐﺎﺑﻮﺳﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﻪ ، ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﭘﻮﻝ ﺩﯼ ﻭﯼ ﺩﯼ ﻣﯿﺪﻩ ﻓﯿﻠﻢ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ.… ﺑﺰﺍﺭ ﺳﻪ ﺑﻌﺪﯾﺸﻢ ﺑﺒﯿﻨﻪ

بابک...
بابک...
در پتُ مت

یکی از اقوام مرده بود یارو کلی ناله و داستان و این حرفا هرکاری کردم یه قطره اشکم نیومد برمیگشتم خونه یه آهنگ غمگین گذاشتم کل بدبختیام یادم اومد بغض کردم [یه همچین نسلی هستیم ما]

بابک...
بابک...
در پتُ مت

زنگ که بزنی پلیس راهنمایی رانندگی یک ساعت بعد با سلام و صلوات می رسه!!! اما زنگ بزن گشت ارشاد بگو همسایه روبرویی پارتی گرفته اونم مختلط، قبل از این که گوشی را بگذاری سرجاش، با سه تانک و 2 هلیکوپتر از زمین و هوا می ریزن اونجا !!! تازه حکم ورود به منزل هم دستشونه !!!

بابک...
بابک...
در پتُ مت

من دارم با کاپشن تو خونه میگردم مامانم اصلا به کلید خاموش کردن کولر اعتقاد نداره. خب مادر من جای بچه دو تا پنگوئن میووردی.

بابک...
بابک...
در پتُ مت

تو اتوبوس راننده با یه خانومه دعواش شد ... آقای راننده گفت: جواب ِ ابلهان خاموشیست خانومه هم سوتی داد گفت خفه شو پس ....

بابک...
بابک...

دیروز مامانم صدام کرد گفت بیا با ماشین منو تا فلان جا برسون.گفتم حال ندارم.برو از آژانس سر کوچه ماشین کرایه کن.اونم هیچی نگفت و رفت الان بهش میگم مامان گشنمه.پاشو ۱غذا درست کن،برگشته میگه حال ندارم.برو سر کوچه زیر آفتاب بشین فتوسنتز کن مامان انتقام جو داریم

بابک...
بابک...

ﺩﻳﺸﺐ ﻧﺸﺴﺘﻴﻢ ﭘﺎﻱﻣﺎهوارهﺳﺮﻳﺎﻝ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﻢ.ﺯﻥ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻛﻪ ﻧﻮﻋﺮﻭﺳﻢ ﻫﺴﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺑﺎﻋﺸﻮﻩ به ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﻴﮕﻪ: ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ،ﺍﮔﻪﭼﻲﺑﺸﻪﺗﻮ ﻣﻨﻮﻣﻴﺒﺮﻱﻃﻼﻕ ﻣﻴﺪﻱ؟ﺩﺍﺩﺍﺷﻢﺧﻴﻠﻲﺟﺪ ﻱﺑﺮﮔﺸﺘﻪﻣﻴﮕﻪ: ﺍﮔﻪ ﺳﻜﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ300ﺗﻮﻣﻦ!!زن داداش ما

بابک...
بابک...
در حرف دل

هرگز به دیگران اجازه نده که قلم خودخواهی دست بگیرند... دفتر سرنوشت را ورق بزنند.. و خاطراتت را پاک کنند و در آخر بنویسند: قسمت بود!!!.

بابک...
بابک...
در حرف دل

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت:حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشاشو بست و گفت:کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم... بعد به دختر گفت:حالا تو ارزوتو بگو دختر چشاشو بست و خیلی بی تفاوت گفت:کاشکی همین الان دنیا تموم بشه... وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چند تا حباب روی آب دید!

بابک...
بابک...
در حرف دل

در دایره ای که آمدن ، رفتن ماست آن را نه بدایت نه نهایت پیداست کس می نزند دمی در این عالم راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست (حکیم عمر خیام )

بابک...
بابک...
در حرف دل

خـــاطره اي کــه بعضــي آهنــگا.... بعضــي جاهــا... بعضــي بـوهــا.... بــرا آدم يــادآوري مي کنــه مغـز آدمـو مي پاشــه بــه ديـــوار!

بابک...
بابک...
در حرف دل

مرا از جهنم نديده می ترسانند هر روز جهنمی را تجربه ميکنم در اين قحطی عاطفه در وحشت داسهايی که بی امان فرود می آيند برتن ساقه ها در روزی که از نا امنی سياهی شب را به سخره گرفته ست ديگر مرا چه باک از رفتن به جهنم ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

مردمانی هستند که میخواهند بدانند تو چه مرگــــت است ! و وقتی بفهمند چه مرگــــت است ... بهت میگویند : بس کن ! انرژی منفی نفرست ... اینجاست که سکوت معنا پیدا می کند ؛ و تنهـــــــــــــــــــــــایی می شود تنها چاره ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

اینجا جایی ست که: ارزش دل قد یک مورچه است.. هر دو خواسته یا ناخواسته زیر پا له میشوند.

بابک...
بابک...
در پتُ مت

یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه! بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون، دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم !!!میشه بپرسین امریکا کی حمله می کنه؟؟؟؟/