مریدی “تگری زنان” نزد شیخ برفت و بگفت یا شیخ حالم دریاب که بغایت رسید. شیخ فرمود : مریدا تو را چه شده ؟ عرض کرد : مرادا ! چشمانم ز حدقه درآمده ، خون در کله ام جمع بشده، جهان در پیش چشمانم تیره گشته و شاخی بر سرم سبز شده. شیخ فرمود : چیزی نیست، یحتمل بعد از اخبار BBC، اخبار 20:30 بدیده ای. و مریدان نعره ها و فغان ها زدند.
شيخ را پرسيدند : اينترنت ايران به چه ماند ؟ فرمود : به زنبور بي عسل. عرض کردند : يا شيخ ، اينکه قافيه نداشت. فرمود : واقعيت که داشت . و مريدان رم کردندي و به صحرا برفتندي.
شیخ و مریدان در بیابان عربی را سوار بر شتر بدیدند ، شیخ جهت اسکل نمودن وی از او پرسید: آیا این شتر است؟ مرد عرب کمی سرخ و کبود شد و در جا در گذشت! جمله همه مریدان واله و حیران گشتندی و از شیخ علت را جویا شدندی. شیخ فرمود: همانا جهت تلفظ " پ نه پ" بر خود فشار آورد و هلاک شد!
[!] این چه وضعشه میایم میبینیم یه پیام خصوصی داریم کلی ذوق میکنیم یکی خصوصی داده بعدش که صفحه رو لود میکنیم میبینیم هیچی نی خُ چرا با احساسات من جوون پاک سرشت بازی میکنین
یه دوس دختر مهربونم نداریم که وقتی اعصابمون خورده بیاد کنارمون بشینه خودشو جوجو کنه ما بخندیم و آروم شیم بعد یکی محکم بخوابونیم زیر گوشش تا بفهمه وقتی عادم اعصابش خورده از این کارا نکنه والا این مسخره بازیا چیه