دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

بـگذار بـگــویـند دیـــوانـه ام ! پـای آمـدن تــو در میـان بـاشــد ، ضـریـــح کــه هیــچ .... بـه ایـن درخـت چـنـار هــــم دخـیـل مـی بــندم !

بابک...
182.jpg بابک...

دیــوارهـا دیـوانه میکنند ! . . درهــا ، در بــه در ! @✿.•*´BITA ✿.•*´

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

شعر هایم حــــــــــرف ندارند تنهـــــــا ... بارش مکرر احساسات سیلی خورده اند! @♥ღ سکوت زندگی♥ღ

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

و تو كه مهرباني ات از دورها ارتباط نزديكي با انگشت هاي اين شاعر داشت چه مي داني اين روزها چقدر شكسته مي نويسم !

بابک...
بابک...

مــــجنون کـــــجایی ؟ بـــــیـــا ایــــنجـــا لیلی زیاد شــــده است شــــهر پــُر از بـــــیمــارستان هایی ست که پـُر شده اند از لیلی هــایِ شکـــست خـــورده لیلی هـــــایی که خـــــسته انــــد از نبـــودنِ مجـــنونشان فکــــــرش را هم میکردی ...؟؟؟ @☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

بیا حواس خدا را پرت کنیم ؛ تو صداش کن ، من دزدکی فاصله ها رو بر می دارم .@NANAziiiiiii

بابک...
بابک...

هرگز گنجشکی را که توی دستت داری به امید گرفتن کبوتری که در هواست رها نکن ... @محـــمد

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

شاهد بوده ای لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟ و آنجا که پیش از آن چه حریصانه و ابلهانه .. می نوشد پرنده؟ تو آن لحظه ای! تو آن تیغی! تو آن آبی! من... من آن پرنده بودم............

بابک...
بابک...

سخنت را به قهر در پیاله ی چشمهایم نریز.. هوایشان پر از دام عاشقی ست.. بگذار تا آفتاب بر نیامده شبهایت را باشند... @aloNE**

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

این روزها دلم غریبی میکند دلم،دلی را میخواهد که برایش دل باشد عــــــــشق باشد مهر باشد دلم تنها یک دل میخواهد هــمین ....................................

بابک...
بابک...

برقص ! گویا هرگزکسی تو را نمی بیند .... عاشق شو! گویا هرگز کسی دلت را نشکسته است .... و زندگی کن.... گویا بهشت همین اینجاست

بابک...
بابک...

کاش میشد بچگی را زنده کرد کودکی شد کودکانه گریه کرد شعر قهر قهر تا قیامت را سرود ...ان قیامت که دمی بیشتر نبود فاصله با کودکی هامون چه کرد کاش میشد بچگانه خنده کرد @نــازی SG

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت، سفری بی همراه، گم شدن تا ته تنهایی محض، یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی، تو بگو، از ته دل من خدا را دارم... @✿.•*´BITA ✿.•*´

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

خاطراتت صف کشیده اند ! یکی پس از دیگری ... حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !! و من ... فرار می کنم از فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی که ... خیلی دوستش دارم خیلی !!!