این چرندیات که مینویسم و کَسی نمیخواندشان .. همه شان برای روز مباداست .. وقتی بیایی این هارا پرت میکنم جلویت .. تا بدانی که چه میگذشت وقتی نبودی .......!
میروم خسته و افسرده و زار · سوی منزلگه ویرانی خویش · به خدا می برم از شهر شما · دل شوریده و دیوانه ی خویش · می برم که در آن نقطه ی دور · شستشویش دهم از رنگ گناه · شستشویش دهم از کله ی عشق · زین همه خواهش بیجا و تباه · می برم تا ز تو دورش سازم · ز تو ای جلوه ی امید مهال · می برم زنده بگورش سازم · تا از این پس نکند یاد وصال · ناله می لرزد می رقصد اشک · آه بگذار که بگریزم من · از تو ای چشمه ی جوشان گناه · شاید آن به که بپرهیزم من ·
همیـن چنــــــد روز پیـش فکـــــر می کردم میتـــــوانم عاشق کســـــی شبیه تــــــو شوم از همیـــــن چنــــــد روز پیش هیـــــچ کس شبیه تـــــــو نیست ... نیست...
روی اسمش بزنید یک پنجره باز میشه @ این علامت را بزنید بالا اسم فرد با این علامت میایید بعد نوشته خود را بنویسید و ارسال کنید البته اگه تو صفحه فرد مورد نظر هم بروید می شود
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت: ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... خجالت نمی کشی؟ ... جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ... قابل توجه آقایون مثلا با غریت!!
نشستم پای مشروب گفتن بخور بگو به سلامتی اونی که دوستش دارم... پیکو به لبم نزدیک کردم اما نخوردم! ولی گفتم به سلامتیه اونی که از وجودش نفس میکشم... گفتن چرا نخوردی؟؟؟ سلامتیه اونو تو پاکی میخوام نه مستی!!!
گـــــــــــــــــــــــــــــــاهی دلم می خواهد خرمایی بخورم! فاتحه ای بخوانم برای روحم!!! شادیش ارزانی آنهایی که.... بودن و رفتنم برایــــــــــــــــــــشان فرقی ندارد......... امروز از همون گاهی هاست.... @°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°
*********************************************************
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 55 دقيقه قبلبسیار عالی......
چرندیات را می گی
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 53 دقيقه قبلنه،کل متن...
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 51 دقيقه قبل