@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ میترسم سرت گرم آهنرباها بشود و برادههایت جا بماند روی خاک و یادت برود چیزهای دوست داشتنی دیگری هم توی دنیا هست که اتّفاقا" آهنی نیستن...
@رها گفتمش بی تو چه باید کردن؟ عکس رخساره ی ماهش را داد گفتمش مونس شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد...
رو پاکت سیگار نوشته بود "سیگار برای شما واطرآفیانتان زیان آور است" تو دلم گفتم :تو یه نفر اطراف من پیدا کن قول میدم به خاطر اونم که شده سیگارو ترک کنم...!
تو اتوبوس یه دونه از این زن چادریا كه فقط دماغشون معلومه به یه دختره گفت: دختر خانوم موهات معلومه!!! این چه وضعیه؟ دختره هم برگشت گفت: موی من هم مثل زبون شما سر جاش بند نمیشه!!! اتوبوس رفت رو هوا!!
@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ نگران چ هستی بانو تو سال هاست سروده هایت را با چشمانت می خوانی و ترجمه می شود هر چه معما از آغاز حل نشده بود .. کاش کمی لبخند بزنی .. این روزها بی لبخند تو نه روزها را تابشی ست نه شب هارا امید به چشمک ستاره ای .. دنیا مات می بازد وقتی لبخند نمی زنی عقربه از حرکت می ایستد وقتی چشمانت بارانی ست کمی دنیا را میهمان تبسمت کن شاید این سال های کویری بارشی رویایی را تجربه کرد و بذر عشق شکوفا شد .. نگران چ هستی بانو تو سال هاست سروده هایت را با چشمانت می خوانی...
زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد شوهر گفت بذار کمی دیگه بخوابم بعدا قضا می خونم . زن گفت نمیشه، شرع گفته نماز رو باید به وقت خودش بخونی. مرد گفت... ولی شرع گفته میتونین تا چهار تا زن هم داشته باشین. زن گفت بخواب عزیزم هروقت خواستی نمازت رو قضا کن، خدا خیلی بخشندست!!