بابک...
باز دل آسمان گرفته.... بغضش را با تمام وجود حس میکنم از آن بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند خوش به حال آسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند آسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد
بابک...
یادم باشد بگویمت دیگر از این لبخندها ان هم ناگهانی نثار چشمان بی قرارم نکن دلم طاقت این همه عاشقی را یک جا ندارد...
بابک...
دل خوشه به قدم زدن زیر نم نم بارون... شاید بتونه بشوره یه کم از دغدغه هامون ...
بابک...
دلم بچگی می خواهد جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند...
بابک...
پشت به پشت ایستاده ایم درصف نان در صف سکه در صف دلار هیچ کس به فکر آفتاب نیست ... بیایید صف ببندیم برای نور پیش ازآن که تاریکی همه جا را فرا گیرد پیش از آن که خورشید کرکره ی مغازه اش را پایین بکشد...!!!
بابک...
نوشته هایم گریبان گیرت می شوند روزی ........ آنقدر که بینشان " آه " کشیدم ........
بابک...
زیر باران قدم زدم صدای پای من، با صدای چکه های باران یکی می شد . من هم با باران یکی شدم. باریدم. باران بارید و من با ابر یکی شدم گریستم . برای خودم . برای تو . برای پرنده کوچکی که باران لانه اش را از او گرفت .. برای مظلومیت همه آنهایی که خیس بودند ... زیر باران قدم زدم . از خود می پرسیدم : من و باران که با هم رفیقیم ؟! پس از چه روست که من امشب دلگیرم ؟ باران صدای قدم هایم را می شست و می برد . و من در صدایی جدید پیچیده شدم صدا را نمی شناختم ؟ این جا کجاست ؟ حتی باران نیز دیگر با من سر رفاقت ندارد . به صدای قدم های باران گوش می کنم تنها از این طریق است که می توانم راه بازگشت را بیایم.
بابک...
شرمنده ام"... که بي تو نفس ميکشم هنوز.......
بابک...
كاش .... مي توانستم بگويم چقدر دلتنگ لحظاتي هستم كه ساده از آن گذشتم....
بابک...
ما شقایقهایِ باران خرده ایم **سیلی ناحق فراوان خرده ایم ساقهٔ احساسمان خشکیده است **زخمها از تیغ و طوفان خرده ایم تا چه بوده تا الان تقصیرمان** تا چه باشد بعد از این تقدیرمان
بابک...
فال مان هر چه باشد باشــــــــــد حالمان را درياب خيال کن ” حافظ ” را گشوده اي و مي خواني ” مژده اي دل که مسيحا نفسي مي آيد “ يا ” قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود “ چه فرقي مي کند ؟ فال نخوانده ي تو، منــــــــم
mamnon ke to gorohe pato mat faal hasti
14 سال و 1 ماه و 8 روز و 14 ساعت و 13 دقيقه قبل
خواهش
14 سال و 1 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 6 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 2 دقيقه قبل