elnaz
زندگی باید کرد /گاه بایک گل سرخ /گاه با یک دلتنگ/ گاه باید رویید/ درپس این باران/ گاه باید خندید برغمی بی پایان (لحظه هاتان بی غم)
elnaz
سلامتی همه اونایی که مثل من بغض تو گلوشونه ولی نمیشکنه...
elnaz
مانند یک عقاب باشید! وقتی باران می بارد، همه پرندگان به سوی پناهگاه پرواز می کنند. بجز عقاب که برای دور شدن از باران در بالای ابرها به پرواز در می آید. مشکلات برای "همه" وجود دارد!
elnaz
باور کن! دیدن هر بامداد اتفاق ساده ای نیست... خوشایند است و تکرار ناپذیر. گنجشک ها بیخود شلوغش نمی کنند.
elnaz
خدایا.. بابت اون روز که سرت فریاد کشیدم متاسفم من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزششو نداره و من پافشاری کردم...
elnaz
اولین بآر نیست که گریه میکنم... امآ اولین بآر است که گریه آرامم نمیکند......
elnaz
به هر قیمتی پادشاه باش، حتی اگر قلمروت به اندازه ی عرض شانه هایت باشد..
elnaz
خدایا! کودکان گلفروش را می بینی؟ مردان خانه به دوش، دختران تن فروش، پسران کلیه فروش، زبان های عشق فروش، انسانهای آدم فروش همه را می بینی؟ می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد
elnaz
مادر تنها کسی ست که آنچه نمی گوییم را می فهمد!
elnaz
هروقت بین دوتا انتخاب مردد بودی شیر یا خط بنداز! مهم نیست شیر بیفته یا خط... مهم اینه که; اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه... میفهمی دلت بیشتر میخواد شیر بیفته یا خط...
elnaz
به سلامتی همه ادمایی که بلند ترین فریاد هاشونو سکوت میکنن ولی وقتی ازشون میپرسی پس چرا غذا نمیخوری میگن سیرم! سیر! مثل همه ی ما که داریم هر ثانیه بغض میکنیم، بغض هایی که بدجور سیرمون کردند
elnaz
بعضی ها هستن فقط باید بشینی گوش کنی دروغاشونو بگن و تو فقط لبخند بزنی و بگی درسته...
elnaz
و مرگ، مُردن نیست ...و مرگ، تنها، نفس نکشیدن نیست ...من مردگان بیشماری را دیدهام که راه میرفتند... حرف میزدند... سیگار میکشیدند... و خیس از باران انتظار و تنهایی را درک میکردند... شعر میخواندند... میگریستند... قرض میدادند... قرض میگرفتند... میخندیدند و گریه میکردند... حسین پناهی
elnaz
بازم فاصله زیاد بین ما...
elnaz
خنده های مخلوط با اشک...بعد از یک شب با خنده های نمایِشیمون...

13 سال و 5 ماه و 6 روز و 19 ساعت و 10 دقيقه قبل