elnaz
با یه مشت خاطره های خوب و بد مگه میشه تا ابد زندگی کرد. همه جا اشکم سرازیره و دل.. از زندگی سیره و انگار این روزا دل داره میمیره و میره پی کارش....
elnaz
مادراین بار، خیلی زوددعایت گرفت! پیرشده ام... (روزت مبارک مامان)
elnaz
بسلامتی اونی که پیر شد تامن جوون شم!!... مادرم روزت مبارک....
elnaz
ته سیگارامو نگه دار... یه روزی به کارِت میان... وقتی بخوای اونا رو شلیک کنی تو صورت نفر بعدی و بهش بگی :آدمایی بودن که برام آه میکشیدن...
elnaz
شکسته ام می فهمی؟ به انتهای بودنم رسیده ام! اما اشک نمیریزم، پنهان شدم پشت لبخندی که خیلی درد می کند
elnaz
کلا جدام از همه ی این ادم های مسخره...
elnaz
ایـن "مــن" ایـن روزهـا . . . یکجــورِ خیلـی نـاجـور درد میکنــــد . . .
elnaz
خوش گذشت...سر میز همیشگی...فقط خودمون...اما اون 4 تا صندلی اضافی سر میز...خیلی چیز هارو یاد اوری میکرد...
elnaz
کاش بودن کنارم...حتما شرایط فرق میکرد...زود رفتن...
elnaz
خیلی دوستت دارم، ده تا!!!! مثل روزهای کودکی مان! عمیق، پاک، بسیار....... :'(
elnaz
هیچوقت حرفایی رو که مردم موقع عصبانیت بهت می زنن فراموش نکن. چون حقیقته !!
elnaz
بازباران باترانه میخوردبربام خانه، خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟ روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟ پس چه شددیگرکجارفت؟ خاطرات خوب ورنگین درپس آن کوی بن بست.. دردل ماآرزوهاست. کودک خوشحال دیروزغرق درغمهای امروز، یادباران رفته ازیاد، آرزوهارفته برباد.
elnaz
گاه یک حرف یک زمستان آدم را گرم نگه میدارد و گاه یک حرف یک عمر آدم را سرد میکند...