elnaz
دلم که می گیرد... کودک می شوم، کفش هایم تا به تا می شوند، دستانی میخواهم آرامم کند.. بهانه گیر می شوم، نق می زنم که این را میخواهم.. که آن را میخواهم ولی هیچ کس نمیداند که من فقط خدا را میخواهم...
elnaz
وقتی دلت خسته شد,دیگر خنده معنایی ندارد فقط میخندی تا دیگران غم چشمات رو نبینن.وقتی دلت خسته شد دیگه حتی اشک های شبانه هم ارومت نمیکنه فقط گریه میکنی چون به گریه کردن عادت کردی.وقتی دلت خسته شد دیگر هیچ چیز آرامت نمیکند به جز دل بریدن و رفتن.
elnaz
یک جایی میرسد که آدم دست به خودکشی میزند، نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند. نه! قید احساسش را میزند.
elnaz
شده گوشیتو بگیری دستت بخوابی اگه بلرزه بیدار شی؟ انقدر صداشو بلند کنی که همه صداشو بشنون بازم چک کنی ببینیش! شده میخوای دوش بگیری بگی دیرتر برم شاید زنگ زد! توحموم بگی نکنه اس بده جواب ندی؟ ببینی نه.. شده توهم بگیری جیبت میلرزه! خوش به حالت که تونستی تحمل کنی.
elnaz
دوست داشتم همیشه یک ابر بودم چون ابر اونقدر شهامت داره که وقتی دلش میگیره پیش عالم و آدم گریه میکنه
elnaz
به این فکر میکنم لالایی های مادرم زیر کدام بالشتک کودکی هایم جا مانده؟ شاید هنوز بشود آسوده خوابید...
elnaz
ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺴﯽ ﺁﺭﺍﻣ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮﯾﺪ: " ﺑﻤﯿﺮﯼ ﺍﻧﺸﺎﺍﻟﻠﻪ " ﻭ ﻣﻦ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﻢ " :ﺁﻣﯿﻥ "
elnaz
ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ... ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪﻩ ﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺩﮔﯿﻬﺎ ﺻﺒﺢ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ...
elnaz
دلم آرزوهای کودکیم رامی خواهد....
elnaz
توسط موبایل در
برای مخاطب
گل من اگر حتی به بهانه سرفه کردن یک بار ادای بغض کردن را در می اوردی اگر با کنایه هم به من میفهماندی که گاهی فقط گاهی به من فکر میکنی هرگز این سفر را شروع نمیکردم.
elnaz
تو اگر ماندنی بودی.....! بایکی از قبلی ها مانده بودی...
elnaz
همه چیز خنده دار بود.... داشتن تو...! بودن من; ماندن ما....!! رفتن تو... این همه آه.... گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد....
elnaz
هر زمان که بین ماندن و رفتن شک کردی حتما برو... بی معطلی! مثل رکعت اول نماز که اگر شک کنی باید بشکنیش هر زمان که شک کردی، بشکن. همان لحظه کار تمام است همان لحظه تمامش کن.