مثل گرگ باش میخوای خنجر بزنی از روبه رو بزن... مثل گرگ تعصب داشته باش... مثل گرگ حتی به شیر هم رحم نکن.... مثل گرگ رو در رو حقتو بگیر!!! گرگ باش از "جنس گرگ" نه از "جنس آدم
بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی.... بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی..... بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی... بزن به سلامتی ارزوهایی که نتونستی لمسشون کنی..... بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزهم دوسش داری.... بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی.... بزن به سلامتی دوست و ادمهایی که از پشت خنجر زدن... هنوز مست نشدم نگاه می کنم به انتهای شیشه و اخرین پیکم ولی هنوز حرف دارم.
آدمای خسته ، خسته تر هم میشن وقتی ببینی امیدت ، نا امید شد ، وقتی ببینی #قرارت بی قرار شد ... #وقتی ببینی هستی اما دیگه یه #حس ِ خاص به #خواستن نداری ... اینجوری خسته تر دیده میشی ...
جا مانده ام... از خیلی چیزها.... از خــــــــــــــودم..... از زنــــــــــــــدگی....... از خنده های از ته دل...... حس جاماندگی مزخرفترین حس دنیاست....
بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
خدايا !خسته ام!نمي توانم.
بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.
خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.
بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
خدايا سه رکعت زياد است
بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله...
خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم
بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد...
ملائکه ي من! ببينيد من انقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است
چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است
امشب با من حرف نزده... خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد...
ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست...
پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود، اذان صبح را مي گويند
هنگام طلوع آفتاب است... اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود
خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟.
او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد
#بفرمایید داخل ... #سفره رو روی ِ اُپن ِ آشپزخونه پهن کردم ... #مسعود و #علی خواهشن مهمون های عزیزمون رو دعوت کنید داخل خب .!.!.! ( کپی و پیستی ها را نهار نمیدیم فقط #برنج خالی میدیم !!! ) ( اون برنج ، اون ترشی که تزئینش کردم به #سفارش داداشم #مصطفی ... اون #نوشابه رو به خاطر #امیر ... ای بابا تعارف نکنید دیگه وردارین دیگه #برنج با مرغ کنتاکی دست پخت ِ اَمـــَد !!! لینک [لینک]
#سپاسگزارم از تک تک ِ #نگاه-های قشنگتون که شیرین بازی های ما را تحمل کردین تا این لحظه ... #قول میدیم دیگه این همه #آدم رو یه جا جمع نکنیم ... #دوست ندارم اینجا که همه با هم دوستیم ، کسی ازم #دلخور شه ... به خاطر ِ چند تا نوشته ... و اینکه هیچی ... همین . با تشکر از نظرهای ِ شیرین ِ تون ... اَمـــَد
@elnaz

13 سال و 2 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 39 دقيقه قبلدوست ِ خوب ِ من امروز تولد ِ آبجیم ِ ... نتیجه #محکومی به شاد نوشتن .!.!.!
بی خیال همه اونایی که #خط کشیدن رو دیوار ِ دلت و رفتن ... حتی بی بهانه ...