baran
نه صدایش را نازک می کرد نه دستانش را آردی می کرد... از کجا باید به "گرگ" بودنش شک می کردم؟...
baran
بزن به سلامتی اونی که . وقتی بودیم با هامون حال کرد . اگر نبودیم ازمون یاد کرد. به سلامتی اونی که اگر بودیم دعامون کرد . اگر نبودیم ارزمون کرد . به سلامتی اونی که وقتی بودیم خندید وقتی هم نبودیم نالید. به سلامتی اونی که هر چند دلخور بود ولی واسه دلخوشیه ما خندید و به سلامتی خودم که ظا هرا ارومم ولی قانونن داغونم...........
baran
شنيديد که ميگن : اوني که گريه مي کنه ، يه درد داره، اما اوني که ميخنده هزار تا! من ميگم : اوني که ميخنده هزار تا درد داره ولي اوني که گريه ميکنه... به هزار تا از دردهاش خنديده , اما جلوي يکيشون بدجوري کـــــــــــم آورده...
baran
ناراحت نیستم وقتی می دانم یکــ روز تُف می اندازی به روی تمام آن هایی که به خاطرشــــان من را از دست دادی...!
baran
اون طوریم که تو فکر میکنی نیست ... شاید عاشقت بودم،روزی .....! ولی ببین بی تو هم زنده ام، هم زندگی میکنم ... فقط گاهی در این میان، یادت ... زهر میکند به کامم زندگی را ... همیــــــــن...
baran
شنيديد که ميگن : اوني که گريه مي کنه ، يه درد داره، اما اوني که ميخنده هزار تا! من ميگم : اوني که ميخنده هزار تا درد داره ولي اوني که گريه ميکنه... به هزار تا از دردهاش خنديده , اما جلوي يکيشون بدجوري کـــــــــــم آورده...