baran
سالهاست که معنای این را نفهمیدم : رفت و آمد یا آمد و رفت آدمها می روند که برگردند یا می آیند که بروند
baran
آهای دنیا....قلابت را بدون طعمه بینداز!اینجا پر از ماهی هایست که از زندگی سیرند
baran
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین. (( فریدون فرخزاد ))