˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
قابل توجه آنهایی که از ساز مخالف و باد مخالف و جریان ناموافق زندگی می نالند و نا امیدند : " باد بادک زمانی اوج میگیرد که با باد مخالف روبرو شود ... " تو میتوانی ، کا[!]ت اراده و تلاش کنی ، امید به خدا با ماست ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
زیر بار ذلت زندگی کردن؛ یعنی مرگ! (من نمیگم امام حسین میگه !)
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
در کیسه ی زندگی چه داریم ؟ اکنون، اکنون، اکنون ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
دو رویی یعنی اینکه خدا به تو یک قلب ، یک سیرت و یک صورت داده باشه ، ولی تو علاوه بر اون چند تا صورت مختلف دیگه هم داشته باشی ...
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
پنجره ، وا می شود ... پنجره ، بسته می شود ... پنجره ؛ وابسته می شود...!
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
" در سقوط هم می توان باشکوه، سهمگین و پرصلابت بود؛ این را آبشار می گفت ... "
˙·٠• بـی ↓حــ♥ــساس •٠·˙
تو ایوون خونه ی گیله مرد ، چیز عجیبی تو آینه نظرم رو جلب کرد. بالا گوشه ی سمت چپ . یک نوار چسب مشکی که حالت اریب داشت. برای یک لحظه خشکم زد ، وای ... این شبیه همون روبان مشکی یی بود روی عکس آدم متوفی میزارن. گیله مرد دستی رو شونم گذاشت گذاشت و با لبخند گفت: این یه یاداوری کوچیکه تا هر روز که خودم رو تو آینه میبینم بفهمم اینجا یه مسافرم و علاوه بر همسایه، مرگ واسه خود من هم هست . گاهی بدیهی ترین چیزها رو از یاد میبریم و فراموش میکنیم . و من هنوز در شوک دیدن خودم در قابی بودم که یک روبان مشکی داشت.
@نیما صابری
12 سال و 10 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 19 دقيقه قبل