♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه دير آمدی حالایِ صدهزار سالهی من! من اين نيستم که بودهام او که من بود آن همه سال رفته زير سايهی آن بيدِ بینشان مُرده است..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاه از پُشتِ پلکِ بسته میتوان گفتوگوی غمگینِ رهگذرانِ باران را شنید..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش باران میدانست معنی انتظار چیست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعد از مـرگـم . . . قـلــبـم را جــدا از مـن خـــاک کنید من و دلـــم هیچ گاه آبـمـان توی یک جـوی نرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریه آرام دل غمگین است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگر این همه چوب که خوردیم از یک سیب ... شروع نشد!؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد از هر طرف که بیاید سر انجامش افتادن است...برگ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خوب َم من آرامَ م فقط کمی کم آورده ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لطفا اینقدر شعرهایم را نتکان، می ترسم یک روز رسوایی اش دامنم را بگیرد!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گنجشک ها ؛ سهم کمی از زندگی دارند کاش خدا ! فرصت چند قطره اشک بیشتر به آنها می داد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لب به دعا نمی گشایم دیگر وقتی خدا از دلم خبر دارد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دونم چرا نمیشه ...نه اینکه نخوام ..اصلا کلا نمیشه لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بس که میشکنم و درد میکشم سرم هم که به سنگ میخورد ... انگار نه انگار
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ی چیزی بگم قهر نمیکنی؟ ....گوشت رو بیار.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .