♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی های کافه و کافه های تنهایی تنهایی های قهوه و قهوه های تنهایی تنهایی های سیگار و سیگارهای تنهایی تنهایی های آدم و آدم های تنهایی با این همه تنهایی هنوز هم تنهایی؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوتی که فقط زندگی میداند و من!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب ها سر به گریبانم بی تو روزها دست به گریبانم با تو دست به سر شده ام!نه؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گل یا پوچ بازی می کنم با دستانی همیشه پوچ و گلی همواره مشکوک میان پیشانی هایی عرق کرده
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 1 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .