♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار دریا عاشق باشی عاشقتر میشوی و اگر دیوانه دیوانهتر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نمی توانم شعری بنویسم دستم جامانده در دستهایت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من انسان خوشبختی ام می توانم چلّه ی زمستان شعری بگویم که تازه از خرما پزان ِ تن ِ تو برگشته
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برایِ هر کسی که زنده باشم، تنها، برایِ تو میمیرم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازتمام دنیا یک صبح سرد یک چای داغ و یک صبح به خیر تـــو... برایم کافی ست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
« دلم گرفته برایت» زبانِ سادهی عشق است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زیر بارانم -بیچتر- تنها بینی سرخم لو میدهد مرا که باریدهام همراه ابرها
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .