♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمهای خاکی مثل زمین استهلاک ناپذیرند . رفاقت با انان گرچه باارزش ترین دارایی نامشهود ترازنامه ام است ولی ثبتشان نمیکنم , نه بخاطر عدم تطابق با استانداردهای حسابداری بخاطر اینکه در ترازنامه قلبم به گونه ای ثبت شده اند که هیچ پایان دوره ای مرا مجبور به بستن حساب آنان نمیکند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کودک درون من آدمی بود یخی! تا به لب خنده نشاندم شد آب!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من امشب را به اميد حضور تو خدا را نيز آزردم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشت میلهای تنهایی به زنجیر غم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا می تپد دلی برای دلی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خلاء بی واژه ی تو را سکوت تلخ و غم نبودن تو را با هیچ واژه ی نمی توان سرود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آی...! با غبانها...! می رسد روزی در بند خارهای بیشمار گل سرخ در اندیشه ی رهایی مرگ را آرزو خواهید کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها قلبم تابوت واژهایم شده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب ..! واژه هایم همبستر غم بودند بی گمان فردا بغض در من زاده خواهد شد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .