دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♥ღ سکوت زندگی♥ღ

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرد - مجرد
امتیاز: 32132

دنبال‌شدگان

(2253 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1486 کاربر)

گروه‌ها

(47 گروه)

بازدید

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
6446.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟

MaTiN
MaTiN

که نکنه ، نميکشه ، ميزنه....... گفتم بدوني

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

به سختی نفس می کشم در میان مه پاره های آتشی به پرواز در آمده اند

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

نه بالی دارم برای پرواز و نه دستی برای کندن مانده ام این میان میان این خفقان نه می توانم صعود کنم و نه می توانم بگریزم

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

سیاه یا سفید چه فرقی می کند در دنیایی که آدم ها با قلم خباثت یکدیگر را رنگ می کنند

این ارسال را بازنشر کرده است.
днᄊαÐя£zα
днᄊαÐя£zα

این روزها با میکاپ کوسه ها، پری دریایی می شوند . . . آهای تو که پشت پنجره قلبم آواز می خوانی، دندان هایت را نشان بده . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

بار گرانی بر پشتم سنگینی میکند، وزنه ای در دلم شده ای تا کمر راست کنم............هیچکس

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

میدانی؟..گاهی با تمام امید از دیوار های بی کسی بالا میروم ... سرک میکشم........ دنیای دست دادن انسان ها با همدیگر ... دنیای دو قطبی ... پایین می آیم ... و از دیوار عذر خواهی میکنم......

الهه
الهه

من از برخاستن غمی ناخوانده در وجودم متنفرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

رفته بودیم خونه عموم اینا ، ‌دختر عمو کوچیکم ۸ سالشه , جو گیر شده بود هر چی خوراکی داشتن تو یخچال و کابینت هی تند تند میرفت می اورد من دیدم اینطوری نمیشه که داره جارو میزنه خونه رو میاره برا ما !‌ گفتم بهش : ‌عسل خانوم , عزیزم هر چی خونه دارین رو که نباید برداری بیاری! بچه با صداقت تمام رو کرد به من گفت :‌ "نه همه چی رو که نیاوردم! ‌بادوم زمینی ها رو مامانم گفته نیارم! واسه خودمون باشه"!!! (زن عموم در جا سه تا سکته پشت سر هم زد!!)

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

دیروز بابام داشت با چاقو نایلون در مربا رو پاره می کرد، چاقو در رفت نزدیک بود دستشو ببره! به شوخی بش گفتم پدر من شما دیگه از سنتون گذشته چاقو دستتون بگیرین! کار دست خودتون می دین! هروقت کاری داشتی بگین من براتون انجام بدم!طرف گاز هم دیگه نرین! دیدم یه نگاه بهم کرد از اون نگاه خفنا! با خودم گفتم به تباهی رفتم! نصفه شبی ساعت 2 اومده بود بالا سرم بیدارم کرده که پسرم من پرتقال میخام!!! بیا ...واسم پوست بکن که من به چاقو دست نزنم!!! من: :؟ بابام: یا بگو غلط کردم یا پاشو دستاتو بشور اینو پوست بکن!!

علیرضا-کامنت
علیرضا-کامنت

@♥ღ سکوت زندگی♥ღ آن چشمها هنوز...رهایم نمکنند...فکری به حال دغدغه هایم نمیکنند...آن چشماهای آبی دریایی هنوز از ساحل سکوت رهایم نمیکنند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
ضس (1990).jpg ✔کتــ☾ــے ...

ینی ی بار تو طول عمرم اومدم..زود بخوابم...سیستمو خاموش کردم یهو @♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ و @♥ღ سکوت زندگی♥ღ اومدن....بعد منم باموبایل اومدم ببینم چه خبرهاصنشم فضولی نکردم تو پستهاشونمردم ازارم خودشونن....نزاشتن سرقولم بمونم/منم خوش قول.........مخصوصا دستوراز بالا باشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

@✔کتــ☾ــے ... با پسر عموم داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یه خارجی رو دیدیم... اومد که ازمون سوال بپرسه ، گفت : ?Can you speak English پسر عموم فوری گفت : yes, I go to school by bus من )))) خارجیه