♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شـبــهـــا زیــــر دوش آب ســــــــرد رهــــا میکـــنـم بـغـــــض زخـــمـهــایــم را در حالی که هــــمــــه میگویند : خــوش به حـــالــَــش … چه زود فــــــرامــــــوش کـــرد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی حس شده ام از درد ! از بغــض ! فقط گاهـی خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد من اینجــــا نشسته ام و با همین سیـــــ ـگار قــــطار می آفرینم نمی شنـــوی …!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا امشب خیلی خسته ام….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل هایم… برایت تنگ شده اند… آخر تو که نمی دانی… برای فراموش کردنت دو دل شده ام…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایــــــــــــــــــا … به حد کافی خیال بافتم … و تنم کردم … یه کم واقعیت شیرین … لطفا …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم… خواب مرا نمی برد… تو را می آورد!!! از میان فرسنگ ها … فاصـــــــــــــــــــــــــــــــــــله…
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کسی برای عشق بازی من… شعر اتل متل خواند…؟؟؟ که پایت را به راحتی از زندگیم ورچیدی….
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهــی فکـر میکنم کــار تـــو “ســـــخــــت تر” از مـــن است !! مـن یـــــک دنـــیا دوستت دارم … و تو زیر بـار این همــــه عشـــــق قــــد خـم نمیکنی …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادم باشد بگویمت… دیگر از آن لبخندهآ آن هم ناگهآنی ، نثآر چشمهآی… بیقرآرم نکنی،،،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاییـــــــــــــــز ها تمام خاطرات زیبا تمام رویاهای شیرین با بوی عطر تو در مقابل افکارم خودنمایی میکنند میرقصند کف میزنند به رخ میکشند نبودنت را….
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .