♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا دو صندلی خالی ست. بر یکی حضور ناپیدای تو بر دیگری شاخه گلی تا بگذارم به یاد روزی که بوسه هایمان را شریک شده ایم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسمم را . . . زمزمه خواهي كرد وقتي دنيا مرا خاك كند !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من كه در دايره ي تو پي تسليم بودم/ ور نه اين دل به خرابات تو راهي كه نداشت/ لطف تو شامل ما گشت و به ميخانه شديم/ آنگه استاد ز علمت به نهان خانه گذاشت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها چیزی که مرا آرام میکند سیگاریست که طعم تلخش طعم نبودنت را به لبانم میچشاند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .