♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به شعرهايم ايمان دارم چون از زخم هايم مي آيند تو را نيز دوست دارم زيرا که زخم هايم يادگار توست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قامتت را در اذانم بستم دو رکعت شکرانه زيبايي چشمانت خم ميشوم مي نشينم ميشکنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می بویم گیسوانت را تا فرشته ها حسودی کنند شانه می زنم موهایت را تا حوری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا شعر می گویم برای تو تا کلمات کیف کنند مست شوند بمیرند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هواي بي تو جون ميده براي مردن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا در عطر سوسن های وحشی بوی اردکهای کوهی را نمی ریزد....تمام کوچه ها دلتنگ دلتنگند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روياي خيــــ ـــــــــ ـــــــــ ــــــس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شـکسـتـن خـــرد کـردن ســـــــوزانــدن خاکســـــتـر کردن بــه بــاد دادن . . . از هـر انـگشتت یـک هـنــر مــﮯ بـارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه داشتم رو کردم .. اما اسیر نشد .. سیر شد .. چرایش را نمی دانم ........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوی رفتن میدهی در را باز میگذارم وقتی برو که گنجشکها و ستارهها خوابند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال هاست سكوت كرده ام پاي صحبت دلم در چشم هايم خيره شو ! حرفي اگر مانده همين حالا چشمانم را بگو ... شايد كه فردا چشمانم هم فرو روند در سكوت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میراث من کوله باریست زخمی ست .... با خنجری میان دو کتفم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهم سرد و بی روح نیست گرم و سوزان است اتش را می توان در ان حس کرد وقتی در چشمم نگاه می کردی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 13 روز و 5 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .