♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بخــواب تــا نگــاهــت کنــم و بــرای هــر نفــس تــو، بــوســهای بنشــانــم بــه طعــم هــر چــه تــو بخــواهــی . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خستــهام از زميــن و از زمــان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پــرنــده شــانــسام اگــر تــو بــاشــی، تعجبــی نــدارد ایــن دامهــای پیــش پــا . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مبــارزه بــي فــايــده اســت! تــو را بــه دســت بيــاورم، بــازنــدهام! تــو را از دســت بــدهــم، بــازنــدهتــرم! شکســت، نــام کــوچــک مــن اســت . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریختن باران از لبه های سقف چوبی ....گونه هایم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
.....قشنگترین حس وقتیه که بدونی هرگز فراموش نمیشی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چرا؟ ولی بعد از رفتنش پوچی تمام زندگیم را فرا گرفت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درک کردم جمع شدن قطره ها و وانگهی دریا شدنش را وقتی... قطره قطره غم و غصه مرا به دریای تباهی رساند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تـمام " مــن" دارد "تـــو" می شـود ... بـاور مـی کنـی؟...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذائــــــقـــه ام پــیــر شـــده .......طـــعــــم هزار ســــــالــگـــ ی دارد !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گـــــــاهی حرفم را برای نان ریزه هــــای حیاطمان میزنم ... شاید گنجشکـــــــــان ، هضمش کنند !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلافه امـــ .... درستـــ شبیه زمانــــــــــــی که مادرم نمیتوانــد ، سوزن نخ کنــــ ـد ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران می بارد نه خبری از توست نه از عاشقانه های چترت یادم باشد پرستوها که برگشتند جاده ی شبگرد را از آنها بخواهم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .