♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تب عشق تو جانا تا سحرگه سوختم /جان به لب آمد ولی دیده براهت دوختم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب شعري نخواهم نوشت ............. شمع را براي تولدت روشن ميكنم و پرهايم را طواف ميدهم بر گرد آتشي كه تــــو در جانم روشن كرده يي ........... تكه خاكستر كوچك كافي است تا پر سوخته حرمت پيدا كند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مانده ام و لیستی از آرزوهایی که ..........بر باد رفت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوتـــــــ............ عکــــــــس هــــــای تــــــــو داره دنیـــــامــــــو میگیـــــــره .......بــــــــــه همیـــــــــــن زودیــــــــــــــــا ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگــــذار کســی نـدانـــد کـــ (!) چـگونــه مــــن بـــ جـــایِ (؟) × نــــوازش شـــدن ، × بــوسیـــده شــدن ، √ گــــزیـــده شــــده ام . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدا نزدی اسمم را . . ! "جانم"ی را که برایت کنار گذاشته بودم . . . گندید !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت امشب نم نم مـــــرا خیس نبودنت می کند ... ببــار ای بــاران مهــربانی بر تن تشنـــه ی دیـــدار تــو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام واژه هایم را برایت قربانی کرده ام ........حج امسال ام مقبــــــــــول....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشا از بند دام عشق رستن / ز دست بی وفایان دل گسستن /نصیب این دل وامانده این شد / شکستن هی شکستن هی شکستن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آفتاب پنجره را میشناسد حتی اگر بسته باشد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنکه رفت... به حرمت آنچه با خود برد حق بازگشت ندارد. رفتنت مردانه نبود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی ها دیگر زندگی نمی کنند فقط ادامه میدند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 16 ساعت و 29 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .