♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز زنده ام ... و این برایم عجیب است فرصت مردن هم ندارم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز روز خوبی بود هیچ صفری اضافه نشد به هزار غمی که داشتم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینقدر سفید این دفتر را ورق نزن خودت که می دانی شعر هم مثل گریه بهانه می خواهد ببین ایستاده ام اینجا در حوالی گریه هنوز اینجا در حوالی گریه هنوز اهالی بغض در انتظار بهانه ای شبیه تو اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جایت خالی می خواستیم بخندیم جای لبخند بر لب خالی بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قرار بود کلاغ هم کنار قناری و شباویز حق داشته باشد بخواند حالا کجائید نغمه های شاد ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آخرین خبر سکوتی ست که در شهر دهان به دهان می چرخد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پروانه برای پرواز رنگینش محتاج پیله است بگذار تنها باشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران تمام شد حالا می توان نشست و برای آنانکه دیگر بهانه ای نیست برای آمدنشان گریست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چکش بياوريد که در تکـلّم تيشـه به لکـنت افـتاده انـد فـرهادهای امـروزی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با تو قند پهلو می شود تلخی ِ آغوشم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغضم را کاشتم تا در بهار ِ يادها خاطرت را بغل بغل درو کنم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که بر بلندای ِ محال ايستاده ای دلم به جايی قـَد نمی دهد.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی هستی شيرين ِ شيرين وقتی می روی تلخ ِ تلخ..... اشک ِ من هيچوقت شور نبوده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمم کور ! زبانم لال اگر ؛ غير از بوی ِ تو شنيده باشم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 23 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .