♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين همه آسمان كبود.. دانه چرا دام چرا ؟ مرا كه ناي پرواز نبود حصار پشت بام چه بود ؟ به من بگوقفس چرا؟ حال كه صيدم وصيادتويي زمين كه بود دوزخ و بيدادچرا؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توسبك بال پريدي/ من پر پرواز ندارم...در اوج با ستارگان خوش باش...بانوی آسمانی من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمان من .. آسمانی به رنگ عشق وبوی یاس....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها شیر هم راضیه با دمش بازی کنن ولی با دلش نه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها کاری از دستانم برنمیاد....روزهای برفی من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو چه بخوانی /چه نخوانی.....شعر از جوهر قلمم فقط برای نو ...می گرید ..بانو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه از کلاغ می ترسم نه از پاسبان تمام کوچه های دنیا را بن بست می کنم وقتی که دلم برایت تنگ می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفت: احوال ات چطور است؟؟؟ گفتم اش: عالی است.... مثل حال گل! حال گل در چنگ چنگیز مغول!!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .