♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از راه وفا ، گاه ز ما یاد توان كرد /گاهی به نگاهی ، دل ما شاد توان كرد/ نالم مگر از ناله به رحم آورم آن دل /اما كه چه _ با خوی ِ خدا داد ، توان كرد ؟ /زین بعد كسی ناله ی من نشنود _آری /تا چند مگر ناله و فریاد ، توان كرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یـکـی مـعـنـی کـنـد مـن را کـه مـن از هـیـچ بـودن را نـمـیـفـهـمـم... نـمـیـفـهـمـم چـو آن شـبـگـرد تـنـهـایـی کـه حـتـی بـا خـودش هـم یـک غـریـبـسـت و چـون آن طـفـل مـعـصـوم کـه گـمـان دارد هـمـه اطـرافـیـانـش هـم فـرشـتـنـد... مـن از هـیـچ بـودن را نـمـیـفـهـمـم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گـمـشـده ای در شـهـر قـریـبم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از اول هـم هـمـه چـیـز را وارونـه مـیـخـوانـدی... مـن خـر نـبـودم... بـلـکـه یک خرمن بودم بـرایـت، آن هـم از عـشـق...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حـاصـل جـوهـره ی افـکـارم کـلـمـاتـیـسـت کـه بـر زلـف سـیـاهـش بـه ثـمـر مـیـشـیـنـد... واژه را مـیـزایـد هـوس بـودن تـو... لعنت بـه مـن گـر نـنـویـسـم از تـو...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .