♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گمشده ام را در هياهوي شهر نديده ايد؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردم شده است و از درون می سوزم حالا شده کار هر شب و هر روزم ....تو شعر مرا بپوش سرما نخوری من دکمه ی این قافیه را می دوزم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اينجا بی تو .....سرد است .....بيا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای پای درد در خلوت ِ تنهاییم میپیچد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در چشمهای من شب زندهداری میکند باران ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قطره اشک .....داند که غمم دریاست......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گوش کن در مهتاب . . هر نیمه شب صدایم را . . نگاه کن . . چشم هایم را تا ببینی دوستت دارم های بی انتهایم را . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه شعر نه باران نه شراب نه حتی چشم های تو . . وقتی که لبخند میزنی دیگر مرا شاد نمی کند ! وقتی که سرنوشت روز ها . . شب ها . . و تمام لحظه هایم را به بی تو بودن فریاد می کند ! . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلب تو دیگر ترانه قلب مرا در شادی و اندوه نخواهد شنید، آنگونه که می شنید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی انصاف .....بی تو سخت میگذرد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو مثل معجزه رسيدی ....وقتی که شکسته بودم ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 19 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .