♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادم رابه فراموشی شب دادی من دردست آسمان,اشک فراق میریزم توخندان وشادمان سواربراسب بادی توکه روزی برای لمس دستانم جان میدادی چه زودمرا به مرگ خاطره هامان دادی!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چیزی میان من و یاد تو... مرا به هجوم خیال تو میکشاند... تا باز هم دلتنگ تو باشم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران می بارد و اینک من شیار دستهایت را می اندیشم که مثل تن باران صمیمی است ،به چشمهانت که مثل روح باران لطیف است و قلبت که متن باران را آیینه. باران می بارد و اینک من می اندیشم که تو را کدامین زیبا مجال بردکه رنگت را لای باران جای گذاردی ....باران می بارد و من تنهایم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجا ایستاده ای؟ چگونه است باد از هر جهتی که میوزد ... عطـر تو را با خود دارد؟ تو نرفته ای میدانم از جایی در همین نزدیکی مرا نگاه میکنی فقط من نمیبینمت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همچنان زندانی انتظار توام با پاهای آبله زده از زنجیرهای راه ...! نمیدانم به حبس ابد محکوم شده ام و یا ...! چند روز دیگر اعدام خط خواهم شد!!! ولی یک چیز را خوب میدانم!!!!!من چه بروم و چه بمانم تو خواهی آمد ای بهترینم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاموش میکنم سیگارم را روی این دل بر این احساس باید ترک کنم هم سیگار را هم تو را بی فایده است هزاران بار ترک کرده ام هر بار بیشتر میشود اعتیادم به ذره ذره مردن خوب دست در دست هم داده اید .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا تنها چرا دلم تنگ ست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رهگذران بی حوصله..................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اصرار من به حضور تو در شعرهام به خاطر خودم نیست باید از تو تصویر دقیقی به مردم جهان بدهم، روا نیست کس دیگری مثل من درد بکشد..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فردا با عطری که دوست دارم به باد بپیچ می خواهم قرنی را از یاد ببرم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دردلم می گویم فقط دستانت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی چه میداند؟ شاید واپسین لحظه باشد همین فرصت کوتاه......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گویی جز سکوت چیز دیگری ندارد زندگی من.......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .