♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تورو خدااااااااااااااااا اگه شرایط یه عشق رو ندارید ....وارد یه بازی عاشقانه نشید......به این فکر کنید که این باری دلی رو تا حد نابودی میکشونه.......خواهش می کنم .....همین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوله بارم را بسته ام ...با مشتی خاطره ...شک نکن........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ...تنها ......بی کس....با آب بیگانه ...با خاک بیگانه .......همچو کبوتری در پی دانه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر جا قناری ها را افسرده می بینی .......از من یادی کن دوست من ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر باور نمی کنم محبت را... و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر تب ندارم .... سرد شده ام !! سرد سرد ... شاید دق کرده ام !! کسی چه می داند !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرده که حتما نباید توی قبر باشد ، یا مثلا یک موجود بی جان در عمق خاک، مرده می تواند زنده باشد ، زندگی کند ، صبح برود سرکار ، اینجا هم بنویسد....!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به محض رفتنت شعر را به بند میکشم اگر نیامدی آنرا به گند میکشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشکهای چشمام به دستور قلبم هی می ریزن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جـُمعــــــــــ ه ها خـــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــــون جایِ بارون می چــــکــــــــ ه!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم هایی که به زمین نگاه می کنند یا غمگینند یا باحیا... تو هر دوی اینها هستی... لحظه ای از زمین چشم بردار... چشمانم منتظر نگاه توست...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .