♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا مجال مــــــــــــــــاه نیست .......در همین کنج خلوت تاریکی به امید سوسو زدن ستاره ای میمانم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دعا ،نیایش و اعـــــــــــــتلای مرداب ....شکوفایی نیلوفرانیست که در آن میشکفند . ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستهایت هم دیگر بوی رفاقت نمیدهد وقتی بین فاصله ها پذیرای ِ پیشکش ِ مهربانی دیگران شده ای.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت که میکنی شناور میشوم گاه،سبکبار گاه جهنمی میشود ،مرگبار جان میکنم تا لب بگشایی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذوب شده ام در کلمه ی وداعی که به نیت سلام ادا شده بود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برگرد .....وقت آمدن پرنده های مهاجر که دلم به امید آمدنت کوچ نکرد حتی سر سیاه زمستان...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 25 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .