♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشیمان نیستم از دوست داشتن تو اما می دانم عاقبت من، مثل مداد قرمز اول دبستان است که معلوم نیست در کدام کلاس جا مانده است .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقدیم به کسی که عاشقانه های من است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست مرا بگیر،که باغ نگاه تو چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود...من جاودانی ام،که پرستوی بوسه ات بر روی من دری ز بهشت خدا گشود! اما چه می کنی دل را که در بهشت خدا هم غریب بود...(فریدون مشیری)
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی نیست برایم فانوسی بیاورد ؟؟؟ من گم شده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه غریبانه می خندم به تبسم شمعدانی ها......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در تیرگی این شب جان فرسا غمگین و دل گرفته به کنجی نشسته دلگیرم در مویه ها و خلوت و تنهائی بشکسته بغض خامش این ناله های شبگیرم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در فضائی که ز لبخند تهی ست خرم این است که غم باز مرا می نگرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزها می گذرم (( خنده به لب ، خونین دل ))
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در قرن یخ زده هیچ عقربه ای واژه های کهنه را مرور نمی کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسته ام...........................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی آبی خورشید میان حجم پنجره دست می برد انگار شانه هایم را هستی سبزه می کارد زیر درخت سیب و من شبیه گنجشکها برای دلتنگی پونه شعر می خوانم بلند - بلند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دردهایم را بغض می شوم وقتی ابرهای این حوالی آبی حرفهایم را نمی فهمند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ی اتاقم در امتداد رنگین کمان دورترین قاصدک را تا خورشید پرواز می دهد انگار نمی خواهد شبیه من سهم دردهایش از تمام رنگها خاکستری باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام به خدااااااااااااااااااااااااااااا......باور ندارید؟............حرفهایم هنوز کاهگلی ست کسی در این شهر دردهایم را نمی فهمد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 2 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .