♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا هم شيرين شده! و تمام فرهاد و خسرو ها به جان هم افتاده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر قدر گیسو زردتر کند گندم زار لبخند داس بزرگتر می شود دل گنجشک شکسته تر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کابوس واژه ها رویای شاعران است این روزها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آب از سر تشنگي ام گذشت گلويم را كه بريدند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كابوس درخت پاييز و تبر نيست كابوس درخت بي پرندگي ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت که میکنم باران زمین را فتح میکند نم نم میدانم میدانم،دوباره شعری سروده ای...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک طرح عاشقانه تقدیم به او .......این همه شاعر این همه شعر عاشقانه عجیب نیست وقتی تو لبخند می زنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یخ زده است خواب های رنگی کودکیم که مرا پیوند می زد به شهر بادبادک ها
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جرعه جرعه سر می کشیم جهنم را تا بهشتی شویم زندگی را خلاصه کرده ایم در چرخ دنده دنده دنده های ساعت دیواری و می بلعیم با قرص های اعصاب خواب های رنگی کودکی مان را چه قدر سیم خاردار کشیده ایم دور خودمان
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 41 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .