♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من پر از شهامت شنيدنم ...حرف بزن لامصب....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"عشق به اعتبار مقدار دوامش عشق است نه به شدت ظهورش "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی گفتید باید از سرت بیفتد . باید . حالا خوب شد ؟دلتان خنک شد ؟ از سرم افتاد توی دلم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی پروایی مرا در ذهنت می ستایی و چشم در چشم من می گویی: "خیلی بی ادبی" و من دستت را از روی بازویم بر می دارم و چشم در چشم تو می گویم : "صادقم . صادق "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چند وقتی ست دستهای باد پر از سبزی برگهایی است که بیداد می کنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر به سیب نگاه کردم تا از خجالت سرخ شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا اشکهایت را وسط سینه های من شراب بینداز قول می دهم لبانم را که ببوسی طعم آشنایی داشته باشد چیزی شبیه اشکهای خودت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغلم کن نه برای اینکه آرامم کنی شاید توانستم بی تابت کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آمده بودم تا لبهام را ببوسی دندانهایم را شمردی و من که اسب پیشکش نبودم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"کنار دریا عاشق باشی عاشق تر میشوی و اگر دیوانه دیوانه تر این خاصیت دریاست به همه چیز وسعتی از جنون می بخشد شاعران از شهرهای ساحلی جان سالم به در نمی برند" (رسول یونان )
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می شد دیگر شعر نگویم اما هنوز کور نشدم . هنوز بو می کشم . تو هنوز هستی...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .